آفرینشهای ادبی

وبلاگ آفرینشهای ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان

انجمن ادبی در سالی که گذشت

 

برگزاری انجمن ادبی شعر و داستان ویژه ی اعضای دختر و پسر نوجوان

پنجشنبه ها

هر دو هفته یکبار  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 13:15  توسط سمیه یاوری  | 

برگزاری ایستگاه ادبی در کلیه ی مراکز

 

جشنواره یک هفته با کانون

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 12:20  توسط سمیه یاوری  | 

برگزاری گردهمایی آموزشی مربیان ادبی به میزبانی استان کرمان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 12:20  توسط سمیه یاوری  | 

نتایج مسابقه ادبی کتاب

مسابقه ی جمله های زیبا با موضوع کتاب ویژه ی اعضا ومربیان کانون به مناسبت هفته ی کتاب با همت مرکز آفرینشهای ادبی وروابط عمومی کانون استان برگزار گردید.

ضمن تشکر از کلیه مربیان و اعضای شرکت کننده در این مسابقه به ویژه خانم صغری خواجویی مربی مسئول کتابخانه پستی سیرجان که در این زمینه تلاش بسیاری نمودند ،پس از داوری آثار دریافت شده اسامی برگزیدگان به شرح زیر اعلام می شود:

دربخش مربیان:

خانم تابنده نخعی-مربی ادبی کانون شماره 1و2 راور

خانم سمیرا امیر اسماعیلی-مربی ادبی کانون جوپار وشماره 1 کرمان

در بخش اعضا:

فاطمه ایمانی-مرکز سیرجان

مریم قرایی-مرکز سیرجان

محمدرضا حیدری-مرکز سیرجان

مریم بیگعلی-مرکز شماره 1راور

نرجس قصاب-مرکز جیرفت

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 14:14  توسط سمیه یاوری  | 

           اسامی برگزیدگان مسابقه طنز

 
ردیف

نام و نام خانوادگی

مرکز

ردیف

نام و نام خانوادگی

مرکز

1

شیما شهید زاده

شماره 2 کرمان

8

یگانه اسلام پناه

کوهبنان

2

مبینا جوادی نیا

"

9

فاطمه ایزدی

"

3

زهرا سرداری

"

10

مریم رهجو

"

4

علی کردعلیوند

"

11

عارفه کامکار

جوپار

5

یگانه حسین زاده

شماره 3 کرمان

12

ریحانه تقی زلده

ماهان

6

زهره معصومی

شهربابک

13

محمدرضا برواتی

بروات

7

رویا معصومی

"

14

سارا مصطفی نژاد

سیرجان

 

با آرزوی موفقیت روز افزون برای تک تک کودکان و نوجوانان این مرزوبوم.



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 13:11  توسط مهدیه جعفری گوهری  | 

گزارش گردهمایی مربیان ادبی


 

زمان:چهارشنبه18اسفند89

مکان:شهرستان بافت

اعضای حاضر

خانم ها:نخعی(راور)-جعفری راد(راین)-غلامرضاپور(شماره 5وجوپار)-عسکرپور(رابر)-قربانی(کوهبنان)-نظری(جیرفت)-مظفری(بردسیر)-مرادی(سرچشمه)-چاهخویی(انار)-جعفری(شماره3وآفرینشها)-شجاعی(شماره 2وافرینشها)-یاوری(آفرینشها)

مهمترین مباحث مطرح شده:

1-ارائه گزارش وارزیابی از وضعیت مرفعالیت ادبی در مرکزتوسط  مربیان

2-آموزش کتاب کار"گام به گام تا نوشتن خلاق" همراه با ارائه نمونه طرح های خلاق وتبادل تجربه مربیان

3-اعلام برنامه های اجرایی مدیریت آفرینشهای ادبی

4-نقدو بررسی برنامه های پیشنهادی مرکز آفرینشهای ادبی استان

5-اهمیت وشیوه ی ثبت گزارش در نرم افزار و دفترچه ی یک فصل یک کلاس

6-برنامه ریزی تربیتی در مراکز

7-تبادل تجربه در زمینه ی شیوه های طرح موضوع همایش آفرینشهای عاشورایی با اعضا

8-سایر موارد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 11:57  توسط سمیه یاوری  | 

مسابقه

نشسته روی نخ بادبادک تو

دو تا پروانه ی قاصدک تو

داره پرمی کشه به آسمونها

دعای دستهای کوچک تو

فراخوان ششمین جشنواره سراسری دستهای کوچک دعا

حوزه هنری استان آذربایجان شرقی در راستای نشر ارزشهای دینی و با هدف جمع اوری مجموعه ای از غنی ترین احساسات خداجویی در میان نسل کودک و نوجوان و ثبت گفتگوی بی آلایش آنها با خالق یکتا ششمین جشنواره سراسری دستهای کوچک دعا را برگزار می کند.

شرایط ارسال آثار:

1-هر شرکت کننده میتواند حداکثر سه اثر ارسال نماید.

2-شرکت کنندگان آثار خود را حداکثر در 4 سطر با خط خوانا یا تایپ شده روی یک برگ ارسال نمایند.

3-علاقمندان می توانند علاوه بر ارسال بهترین دعای تحویل سال 90 دعاهای برآورده شده ی سالهای قبل را نیز ارسال کنند.

4-تکمیل و ارسال فرم ثبت نام جشنواره به همراه عکس 4*3 و فتوکپی شناسنامه الزامی است.

5-دعا باید از زبان خود کودک باشد.(والدین محترم از کمک و ویرایش دعا پرهیز نمایید.)

6-دعا میتواند به زبان محلی منطقه زندگی کودک باشد.(والدین می توانند دعا را به زبان فارسی ترجمه و ضمیمه نمایند.)

توجه:آثار برگزیده به همراه عکس شرکت کنندگان در کتابی به همین نام به چاپ خواهد رسید.

      به تمامی شرکت کنندگان لوح یادبود جشنواره اهدا خواهد شد.

پایان مهلت ارسال آثار : 20 فروردین

منتظر آثار زیبایتان هستیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 10:45  توسط مهدیه جعفری گوهری  | 

گرد همایی مربیان ادبی استان

همکاران عزیز ادبی سلام

سلامی به طراوت قطره های باران وقتی لذت پرواز را برای کبوتران دو چندان می کند.

آسمان دلتان آرام و نگاهتان پر از امید و شادی.فرصتی پیش آمده تا در آخرین روزهای سال 89 گرد هم آییم و از تجربیات هم استفاده کنیم. منتظر حضور گرمتان هستیم.17 و 18 اسفند ماه بافت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 10:47  توسط مهدیه جعفری گوهری  | 

فراخوان مسابقه ادبی نامه نگاری

 

به نام خدای بزرگ

به دست خود درختی  می نشانم                     به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن در زیر    پایش                      برای  یادگاری       می فشانم

درختم کم کم آرد برگ و باری                   بسازد بر سر خود شاخساری ...

یاد روزهای خوش مدرسه و شعرهای زیبای کتاب فارسی بخیر. حالا که با این شعر طراوت درخت و بستان را مهمان دلت کردی تو را به شرکت در این مسابقه دعوت می کنم.

اتحادیه جهانی پست هر ساله مسابقه بین المللی نامه نگاری ویژه نوجوانان را برگزار می کند.

نام مسابقه : نامه نگاری

موضوع مسابقه : تصور کنید که درختی هستید که در جنگلی زندگی می کنید نامه ای به شخصی بنویسید و شرح دهید چرا حفاظت از جنگل ها اهمیت دارد.

حراکثر سن شرکت کنندگان : 15 سال

حداکثر تعداد کلمات نامه : 800 کلمه

آخرین مهلت ارسال آثار : 20 اسفند

در ضمن ارسال یک قطعه عکس ترجیحا دیجیتالی در فرمت jpeg  الزامی ست. منتظر آثار زیبایتان هستیم.

مرکز آفرینشهای ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 10:14  توسط سمیه یاوری  | 

برگزیدگان مسابقه مهمان خدا

ردیف

نام عضو

مرکز

ردیف

نام عضو

مرکز

1

پدیده بهاری

مکاتبه ای کرمان

18

مژگان بیجاری

شماره 2 کرمان

2

مجتبی قاسمی

مکاتبه ای کرمان

19

زکیه مددی

شماره 2 کرمان

3

زهره طاهری

مکاتبه ای کرمان

20

آیدا دیلمی

شماره 2 کرمان

4

زهرا قاسمی

مکاتبه ای کرمان

21

سیده سارا ترابی

شماره 2 کرمان

5

رقیه السادات نیکخواه

مکاتبه ای راور

22

پرناز رضایی

شماره 2 کرمان

6

احمد رضا ناظرزاده

مکاتبه ای زرند

23

شیما شهید زاده

شماره 2 کرمان

7

بنت الهدی مهدیزاده

شماره 5 کرمان

24

زهرا رضایی

شماره 2 کرمان

8

آرزو کبیری نیا

شماره 5 کرمان

25

فاطمه میرشکاری

شماره 2 کرمان

9

سمیرا اسفندیار پور

بردسیر

26

پردیس قاسمی

شماره 2 کرمان

10

فاطمه نژاد کهنوجی

بردسیر

27

میترا مصدقی

شماره 3 کرمان

11

حوریه رستمی

جوپار

28

مریم حاج اصفهانی

شماره 3 کرمان

12

عارفه کامکار

جوپار

29

فاطمه تراب زاده

زرند

13

نغمه بهبودی

سرچشمه

30

فاطمه منصوری

زرند

14

الناز قلمداد

سرچشمه

31

مهلا ایزدی

زرند

15

زهرا کارگر

شماره 1 راور

32

مهدی احمدی زاده

رستم آباد

16

فاطمه احمدی

شماره 1 راور

33

سعیده سلیمانی

رابر

17

امیر حسین ستوده فر

رفسنجان

*

*

*

 با آرزوی موفقیت برای تمامی این عزیزان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 10:6  توسط سمیه یاوری  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 9:57  توسط سمیه یاوری  | 

تابستان و کلاس ادبی /مرکز رفسنجان/استان کرمان

به نام خداوند شعر و سحر

آواز توکا

توکا به روی شاخه نارنج

آواز رنگارنگ خود را خواند

آواز او در کوه،

آواز او در جنگل انبوه...

آواز او تا دشت و دریا رفت

آواز او تا دورتر،

تا دورترها رفت

آواز او پیچید

در کوچه باغ شعر

با ماهیان،خرگوشها پروانه ها آمیخت

با لحظه های تازه ی احساس

در من ریخت

با موجی از پروانه های رنگ،

آواز او در شعر من

رنگین کمانی ساخت

آن را به گوش آسمان انداخت

اما کسی هرگزندانست او چه می گوید

اما کسی هرگز ندانسته ست

در باغ نارنج او چه می خواهد

                                                      اسدالله شعبانی

خانم مهدیه محمودی مربی محترم ادبی مرکز رفسنجان سلام

شرح کلاس تابستانی شما را خواندم.گروه سنی ج و د مهمان شما بوده اند و در طی دو ماه تیر و مرداد طرحهایی را برایشان اجرا کرده اید .پس از سالها اداره کلاسهای ادبی و آشنایی اولیه با گروههای تازه وارد تنها خلاقیت ونگاه نو به موضوعات می تواند شوق ادامه کار را در مربی تقویت کند.وگرنه تکرار طرحهای ابتدایی برای بچه هایی که تازه وارد هستند ملال آور می شود.از طرفی چاره ای نیست و باید برای انس با مفهوم عمیق و درونی واژه ها برای تازه کارها با تانی بیشتری کار کرد و نمی توان از همان جلسات اولیه به آنها گفت که داستان بنویسند و مطمئن بود که همه می توانند بنویسند و واهمه ای از نوشتن و سختی کار به دلشان راه نمی یابد.

بعضی از نوشته ها تنها خیالی هستند و گویی عضو به خوبی موضوع را حس و لمس نکرده و تنها تصوراتی را بیان کرده است.ارائه موضوعات ملموس و عینی در کنار طرحهای پرورش تخیل می تواند اثر را از حیث مضمون و محتوا ارتقا دهد.

اما برخی سوژه هایتان خلاقانه و زیبایند مثل بالای گنبد کبود .

از آنجا که ثبت لحظه ای تجربه ها به حفظ و انتقال نکته های ریز و مهم کمک می کند بهتر است گزارش هر کلاس در همان روز نوشته شود و تاریخ دقیق هر کلاس نیز ذکر شود.

اگر در کلاس فرصتی به گفتگوی بچه ها در باره نوشته ها اختصاص یابد روحیه نقد پذیری را در انها تقویت میکند و بچه ها دقت بیشتری در نوشتن به کار خواهند برد.

در پایان هر جلسه تحلیل کوتاهی از بازتاب اجرای هر طرح و واکنش بچه ها داشته باشید.حتی به تفاوت حس و نظر دخترها و پسرها اشاره کنید.

  نکته دیگر اینکه اکثر طرحها با هدف تقویت تخیل اجرا شده اند در حالیکه در تابستان اعضای جدید داریم که به زمینه های دیگر نیز نیاز دارند ،از جمله پرورش حواس،پرورش و تقویت نگاه و قبل از رسیدن به داستان بایستی در زمینه مشاهده نویسی و نوشتن خلاق و خاطره نویسی با آنها کار شود.

                                                            به امید توفیق بیش تر

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 12:53  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان وکلاس ادبی/مرکز زرند/ استان کرمان

به نام هستی بخش

مثل یک تکه ابر سفیدی

ساکت و مهربان و صمیمی

ساده اما پر از رمز ورازی

مثل افسانه های قدیمی

*

زیر بارانی از عطر و لبخند

هر نگاه تو رنگین کمانی ست

روی آن رد بال فرشته است

از دعا و خدا هم نشانی است

*

بعد از این هر سلام تو یعنی:

اتفاقی قشنگ و طلایی

اتفاقی که معنایش این است:

باز هم این طرف ها می آیی

*

می روی می روی ای بهارم

شاپرک های یاد تو اینجاست

هر کجایی که پا می گذاری

بعد ازآن بهترین جای دنیاست

                                                  عرفان نظر آهاری

خانم ریحانه یزدانی مربی محترم ادبی مرکززرند سلام

گزارش های یک فصل یک کلاس تابستان 89 را که در دو دفتر جداگانه مربوط به اعضای دختر و پسر نوشته بودید خواندم.شرح و نتیجه کار، نشان از علاقه شما به دنیای کودکان و دغدغه شما برای شناسایی و پرورش استعداد آنها دارد .با دقت و حوصله کار شده و برخی از نوشته ها نیز زیباو قابل توجه هستند.در هر دو گروه طرحهای مشترکی اجرا شده وبچه ها نوشته اند.اما توجه به این نکته مهم است که وقتی دو گزارش جدا می نویسیم و اصرار داریم تجربیات مربوط به هرگروه به طور دقیق ثبت شوند،می خواهیم تفاوت واکنش پسران ودختران نسبت به کار را بسنجیم.این تفاوت وقتی بهتر آشکار می شود که شما به تعداد کلاسهایتان دفتر سفید یک فصل یک کلاس را در آغاز هر فصل تهیه کنید و در هر جلسه به همراه ببرید و شرح کار را همان وقت بنویسید تا تمام جزئیات حفظ شوند و قابل ارزیابی و بررسی باشد.لحظه هایی که خاطره می شوند و می توانند بهانه ای برای تبادل تجربه و یا تحلیل کار و بهبود آن باشند.الان دو دفتر گزارش شما تفاوتی با هم ندارند و فقط نمونه آثار دو گروه جداست.شرح شیوه اجرا اشاره ای به بازتاب طرح و موضوع در هر کلاس نیز داشته باشد.

نکته دیگر اینکه پس از ایجاد زمینه  خلق اثر توسط بچه ها ،فرصتی را به گفتگو در باره آنها اختصاص دهید و نکته های لازم برای بهبود هر نوشته را به بچه ها یاد آوری کنید تا گمان نکنند هر چه و با هر کیفیتی نوشتند زیبا و کامل و مقبول است و با موقعیتهای بهتر آشنا نشوند.

فضاسازی برای شرح موضوع بهتر است با توجه به هر مورد دقیق تر و عینی تر باشد تا منجر به نوشتن مطالبی عمیقتر شود.به عنوان مثال ،پسته را می توان به گونه ای بهانه ی نوشتن قرار داد که خیال بافی تنها نباشد و بچه هایی که باغهای پسته را از نزدیک و زیاد دیده اند کمی منطقی تر و با احساس تر بنویسند.

سعی کنید همین اعضا با شما بمانند تا به مرور زمان شاهد رشد ادبی آنها باشید.

نکته آخر اینکه در بعضی جلسات چند شعر برای بچه ها خوانده اید که اشاره ای به آنها نشده و مشخص نیست که آیا همه ی این شعرها در یک مورد بوده اند یا موضوعات گوناگونی داشته اندتا بتوان تاثیر آنها را در پیشبرد کار ارزیابی کرد.

                                                در پناه حق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 11:21  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی/مرکز بردسیر/استان کرمان

به نام خداوند جان آفرین

پرده ی شب افتاد

آسمان شد بیدار

یک قدم بالا رفت

پیچکی از دیوار

*

یک کبوتر پر زد

بال را معنی کرد

سیب سبزی افتاد

کال را معنی کرد

*

چکه چکه خورشید

بر شاخه چکید

بوته ای چشم گشود

بعد خمیازه کشید

*

بال یک پروانه

باز شد مثل کتاب

باد چینی انداخت

روی پیشانی آب

*

بچه گنجشکی خواند

صبح یعنی:آغاز

آسمان را بو کن

صبح یعنی پرواز

*

غنچه غنچه پیچک

کوچه را خوشبو کرد

باز بالاتر رفت

آسمان را بو کرد

                                                  محمود پور وهاب

خانم طاهره مظفری مربی محترم ادبی مرکز بردسیر سلام

شرح کلاس دختران را خوا ندم.با شناختی که از حال و هوای کار شما در فصل قبل دارم و بنیه و توانی که در بچه های منطقه بردسیر وجود دارد ،می دانم که کار می تواند از این بهتر هم باشد.توجه دارید که در تابستان اعضای جدیدی وارد مرکز شده اند و به جمع اعضای قبلی پیوسته اند و طبعا لازم است برای انس و آشنایی آنها با کار ادبی ،طرحهای اولیه و بازی گونه اجرا شود و به این سرعت سراغ نوشتن نروند.هر چند که همه سواد نوشتن دارند ولی در کلاس ادبی ما در پی نوشتن خلاق هستیم و ایجاد شوق و لذت نوشتن.آیا همه ی بچه های حاضردر کلاس به یک نسبت با موضوعات ارائه شده ارتباط برقرار کرده اند و توانسته اند مطلبی در خور بنویسند؟شما در همه ی موارد پس از طرح موضوع از آنها خواسته اید یک داستان کوتاه بنویسند ،در حالیکه واژه داستان برای این مرحله مناسب نیست.

شما برای ایجاد زمینه ذهنی و به نوعی فضاسازی مفهومی خوب کار کرده اید و موضوعات را برای آنها قابل فهم کرده اید لیکن بهتر است از نوشتن جمله های ساده شروع کنند و حداقل گفته شود هر چه به نظرتان یا فکرتان می رسد را بنویسید ،یا این تصویر ،این رنگ و...شما را به یاد چه چیزی می اندازد.این مطلب روشن است که شما انتظار ندارید عضو داستان کوتاه با تمام ویژگی های آن بنویسد لیکن در ذهن او دو بازتاب محتمل است.یکی اینکه با شنیدن اسم داستان از نوشتن واهمه پیدا می کند و دیگر اینکه هر چه نوشت تصور می کند داستان است وپذیرش نقد برایش مشکل می شود.

در تعداد زیادی از جلسات اشاره کرده اید که این زمینه ایجاد شد و بچه ها نوشتند لیکن نمونه اثری از آنها ضمیمه نیست.بهترین راه برای ثبت تجربیات ارزشمند کاری این است که در همان روز ثبت شوند تا به خوبی حال و هوای کار نوشته شود و به پایان فصل موکول نشود که بسیاری از جزئیات به فراموشی سپرده می شوند.همین طرحها برای پسران هم اجرا شده اند و شما زحمت کشیده اید و گزارش جداگانه را طبق قرار و روال تهیه کرده اید .اما اگر تفاوتی در شرح گزارش این دو گروه دیده نشودو بازخورد کار در هر دو گروه یکسان گزارش شود ما بهره ای از نوشتن و مطالعه دو مجموعه منفک نبرده ایم.پس باز یادآور می شوم گزارش هر جلسه را همان روز بنویسیدو نمونه اثر هم ضمیمه کنید.در مواردی هم که بچه ها برای نوشتن آمادگی لازم را ندارند طرحهای مناسب خودشان را اجرا کنید.مثل بازی با کلمات ،بازی های ادبی و...

                                                     موفق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 10:15  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی / مرکز شماره یک راور / استان کرمان

به نام خداوند رنگین کمان

زنبقی از ته گلخانه صدا زد برگرد

من در اینجا نفسم می گیرد

دل من می میرد

*

دل من مثل دل آینه نازک شده است

با صدای نفس پنجره ها می شکند

بی صدا می شکند

*

پشت این شیشه ی گلخانه دل نازک من

باغ و آن همهمه را می خواهد

همه را می خواهد

خانم تابنده نخعی مربی محترم ادبی مرکز شماره یک راور سلام

با خواندن شرح کلاس شما در فصل تابستان به وجد آمدم چرا که فضای شاد و موضوعات خوبی که به بچه ها داده بودید زمینه ساز نوشتن مطالبی زیبا شده بود و با آنکه مدت زیادی از شروع کار شما نمی گذرد نوید بخش آینده ای موفق و پر بار است.تنها نکته ای که لازم است به آن برای فصلهای بعدی توجه شود این است که شرح کلاس اعضای دختر و پسر و حتی کلاسهای مختلف دختران و یا پسران بایستی در دفترهای جداگانه نوشته شود و یک دفتر در بر گیرنده ی همه ی گروهها نباشد.البته این نکته را در جلسات اشاره کرده ایم و چون متن و محتوای کار و طرحهای شما زیبا است بهتر است که این اصل نیز رعایت شود تا به وضعیتی مطلوب برسیم.

نحوه ی زمینه سازی شما برای بچه ها و نوشتن در زمان کلاس موفق بوده و این را آثار زیبا و ساده ی بچه ها تایید می کند.یک نمونه از کارهای شما را مثال می آورم:

نام طرح:پنجره ای رو به آسمان                       تاریخ اجرا:89/4/8

شرح اجرا:شعر پنجره،آسمان را برای اعضا خواندم و بعد با هم به گفتگو نشستیم.بحث رابه گفتگوی آسمان و پنجره رساندم و از بچه ها خواستم خودشان را پنجره ای رو به آسمان تصور کنند.

نوشته های اعضا:

«من پنجره هستم در خانه ای زندگی می کنم که رو به آسمان است .آسمان همیشه صاف و دل انگیز است .

من قهوه ای و تو آبی رنگ.من همیشه به تو خیره ام و تو هم به من .من دوست دارم با تو دوست باشم و همیشه در باره ی نور و رنگ با تو صحبت کنم .مطمئنم که تو سنگ در دست نداری .تو ،آبی ،ساده و بی کران هستی .من دوستی تو را دوست دارم.سالهاست که من به تو عادت کرده ام .من یک بدبخت بیچاره هستم که هر روز بچه ها شیشه های من را می شکنند اما تو که شیشه ای نیستی تا بچه ها سنگی به طرف تو پرتاب کنند .تو ان را پذیرا هستی و ان را با کمان خودت به زمین پرتاب می کنی.»

                                               فاطمه نیکرو -پنجم دبستان

«پنجره:ای آسمان !کاش جای تو بودم،مگر خدا در آسمان نیست؟من می خواهم او را ببینم.

آسمان:درسته خدا در آسمان است اما من هم او را نمی بینم.

پنجره:من دلم می خواهد در خانه ی خدا باشم.

آسمان:خدا در خانه ی توست.خدا در قلب توست.

آخ جون»

                                       فاطمه علیزاده -سوم دبستان .این نوشته های عمیق و زیبا گویای آن هستند که بچه ها با موضوع به خوبی ارتباط برقرار کرده اند و شما این موقعیت را فراهم آورده اید.

البته در مقوله طنز ایده ها قوی نیستند و نیاز است در این زمینه مطالعه بیشتری انجام شود و نمونه هایی که به بچه ها ارائه می شوند برایشان ملموس تر و قابل درک باشند تا بتوانند در این مورد هم خوب بنویسند.

پس:گزارشها را به تفکیک بنویسید وارسال کنید.

                                                             سربلند باشید


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 11:17  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی /مرکز بم / استان کرمان

به نام خدا غنچه ای باز شد               نگاه قشنگش پر از راز شد

پنجره ،

باز شو !

آمده ام کوچه را

در تو تماشا کنم

شعر را

باز در آن سوی تو پیدا کنم

*********

شعر من آن سوی تو

در دل این کوچه و پس کوچه هاست

توی همین خانه ها

قاطی لبخند و غم بچه هاست

*********

باز شو !

تا بروم آن طرف

در دل احساس همه گم شوم

باز به دنبال شعر

قاطی مردم شوم

خانم نسرین کریم الدینی مربی محترم ادبی مرکز بم سلام

یک فصل ،یک کلاس بهانه ای است برای گفتگو و فرصتی برای تبادل نظر و تجربه تا آنکه خیر همه ی این تلاشها به بچه هایی برسد که استعداد ادبی در وجودشان نهفته است و به مدد طرحها ی خلاق و پر شور مربی کشف و آشکار می شود و پرورش می یابد.شرح کار شما را خواندم و نکاتی را برای بهبود طرحهای آینده لازم به ذکر می دانم.دلیل درج تحلیلها در وبلاگ هم ایجاد فرصت تبادل نظر و تجربه است و امید که این امر محقق شود.

یک نکته مهم در آغاز و تشکیل کلاس ادبی این است که شوق و شور نوشتن در بچه ها ایجاد شود .منظور از نوشتن چیست؟آیا تنها پر شدن سطرهای یک کاغذ ما را به مطلوب می رساند ؟ویا چگونگی نوشتن مهم است؟بچه هایی که به مرکز و کلاس ادبی می آیند همه سواد نوشتن دارند و اگر بگوییم در باره ی درخت و خانه و عروسک و خیابان و...بنویسند بالاخره چیزی می نویسند امانوع نوشته مهم است.برنامه ی ما این است که به نوشتن خلاق برسیم و برای رسیدن به این هدف مراحلی را طی می کنیم.تدوین و تنظیم چند نمونه کتاب کار مبتنی بر تجربیات گوناگون مربیان برای رسیدن به یک سیر و روند علمی و منطقی با عنایت به دنیا و روحیات و نیازهای کودکان بوده است ،پس بهتر است به آنها رجوع کنیم و به حسب سطح بلوغ فکری و ادبی و سنی اعضا از این نمونه ها استفاده کنیم تا راه به جایی ببریم و در پایان یک دوره از کار، نوشته هایی متفاوت از اعضا داشته باشیم و معلوم باشد که این بچه ها در کلاس ادبی پرورش یافته اند و خلاق و زیبا می نویسند.

خاطرتان هست که تاکید کردیم که در اولین مراحل کار از بچه ها نمی خواهیم بنویسند و با آنها بازی واژه ها ،جمله ها ،شعر خوانی و... را اجرا می کنیم و آرام آرام به سوی نوشتن می رویم .در این تابستان به بچه ها موضوعات مختلفی داده شده تا بنویسند که خیلی زود است و می بینید که نوشته ها نکته و درخشش خاصی ندارند.

اکثر موضوعات در دو گروه دختران و پسران ارائه شده اند و خوب است در شرح شیوه اجرا به تفاوت حس این دو گروه نسبت به هر موضوع نیز اشاره کنید.در ضمن دفتر سفید گزارش را در اولین جلسه ی هر فصل برای هر گروه جداگانه تهیه کنید و هر جلسه به کلاس ببرید و در همان فضای زنده ی کار، شرح اجرای هر روز را بنویسید تا نکته ای از قلم نیفتد و حس و واکنش بچه ها را منتقل کنید.

توجه:هر طرح ادبی ،خود یک اثر ادبی است .یعنی تازه،جذاب و مناسب با سن مخاطب.به نظر شما بهتر نیست به جای شرح قاعده فطریه در کلاس به بچه ها غیر مستقیم و با استفاده از عناصر ادبی مثل تمثیل و ...در باره محبت و انفاق بگوییم؟زبان هنر تاثیری شگرف دارد و جهان به سمت استفاده از آن در همه ی امور دینی و انسانی در حرکت است.پس در یک کلاس ادبی مستقیم گویی جایز نیست.متن گزارش را هم اگر سر صبر بنویسید ،لحن رسمی نوشتاری خواهد داشت و محاوره ای نمی شود.                 بدرود

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:53  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی /مرکز کوهبنان/استان کرمان

به نام خداوند رنگین کمان                خداوند بخشنده و مهربان

ابرها باریده اند

ناودانها خوانده اند

شاخه ها گیسوی خیس

در هوا افشانده اند

*

باد ،با گلبرگها

عطر-بازی می کند

مرغکی بر نارون

لانه سازی می کند

*

زندگی در آفتاب

ساده و تصویری است

چتر سبز نارون

تور ماهیگیری است

*

اطلسی ها رنگ رنگ

خوابگاه شبنم است

عکس یک رنگین کمان

توی شبنمها کم است

*

روی گل ،زنبور نور

تشنه شیرینی است

در نگاه آفتاب

فصل شبنم چینی است

*

نور وشبنم در هوا

مثل پیمان بستن است

قصه ی رنگین کمان

قصه ی پیوستن است

خانم نرگس قربانی مربی محترم ادبی مرکز کوهبنان سلام

شرح یک فصل یک کلاس گروه دختران مربوط به تابستان را خواندم .در فصل های قبل بارز ترین وجه کار شما خلاقیت و نوآوری در ارائه طرحهای ادبی بود و طبیعی است که از مربی دلسوز و خوش فکری چون شما انتطار داشته باشیم که هر بار کاری تازه تر و منسجم تر انجام دهید و ضمن ثابت ماندن اعضایتان آنها را به نقاط روشن تری از نوشتن و اندیشه ی خلاق برسانید.

یک نکته بسیار مهم که به بعضی از دوستان دیگر هم اشاره کرده ام این است که بچه ها وقتی از موضوع حس و درک عمیقی داشته باشند و یا با توضیحات شما به دست آورند بهتر می نویسند و از نوشتن لذت می برند.تنها توصیف و به کار بردن کلمات زیبا کافی نیست تا ما را به نوشته ی خوب و خواندنی برساند .

تا چه اندازه موضوعات به جان بچه ها می نشینند و آنها را به درون خودشان متوجه می کنند؟

سعی کنید بچه ها را به اندیشیدن و کشف ترغیب کنید نه آنکه بخواهند از آنچه به ایشان القا می شود بنویسند.یکی از موضوعات ،ابری در گوشه ی آسمان است که خواسته اید بگویند چرا ناراحت است.اگر تنها توجه بچه ها را به این ابر جلب کنید ،هر کس از دیدگاه خود در باره ی آن چیزی بنویسد و همه آن را ناراحت نبینندو از این طریق تخیل آنها بیشتر به کار گرفته می شود.

بین موضوعات مختلف ارتباط منطقی دیده نمی شود و یک بار از دیو و جن گفته اید ،یک بار معما و...

نکته آخر این که برای هر کلاس با دقت گزارش مربوط به آن را بنویسید و تجربه های خود را از این راه ثبت و حفظ کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 10:7  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان وکلاس ادبی /مرکز رابر /استان کرمان

به نام هستی بخش

«من نیستم شاعر»

یک روز می رفتم

در جنگلی زیبا

می خواستم شعری

بنویسم از گلها

*

قمری شعرم را

دیدم نمی خواند

جز بیتی از حرفم

چیزی نمی داند

*

در گوشه ای ماندم

افسرده و تنها

ناگاه دیدم خواند

بیتی از آن ،توکا

*

یک بیت ،شبنم گفت

یک بیت را بلبل

یک بیت را چشمه

یک بیت را هم گل

*

یک بیت را چون برگ

از شاخه ای چیدم

یک بیت آن را هم

از باد فهمیدم

*

من بیت بیتش را

در دفتر آوردم

وقتی که شد کامل

مال خودم کردم

*

گفتم شما در من

سبز و رها هستید

من نیستم شاعر

شاعر شما هستید

                                             محمود پور وهاب

خانم زهرا عسکر پور مربی محترم ادبی رابر سلام

با مروری بر گزارش فصل تابستان شما به این نتیجه رسیدم که چون خودتان شور و شوق نوشتن دارید و از دنیای بچه ها دور نیستید کلاسهای خوبی دارید و می تواند بهتر از این نیز باشد .اما این نکته را در نظر داشته باشید که هدف ما در کلاسهای ادبی رسیدن به نوشتن خلاق است و طبعا نوشتن خلاق همراه است با درک عمیق از موضوع و حس درونی نسبت به پدیده ها .در هر دوره یا فصل از کلاس یک دقت لازم است تا ببینیم چه تعداد از اعضا مراحل اولیه کار را گذرانده اند و کدام اعضا در آغاز راه هستند و به غیر از تکالیف درسی تا کنون چیزی ننوشته اند و تصوری از اندیشیدن به واژه ها ندارند و لازم است از مرحله انس با کلمات شروع کنند و به شناخت حواس برسند تا آرام آرام به جمله های تازه ،متن ،خاطره و نوشتن خلاقانه یرسند.مهم این نیست که ما چند سطر بنویسیم،آنچه می نویسیم و درک ما از آن اهمیت دارد.ایجاد حس عمیق نسبت به موضوع به درک وباور مدد می رساند و همین زمینه ساز نوشتن متنی خواندنی و ماندنی است .

اجرای طرحهایی مثل تشبیه در شعر و یا شخصیت پردازی در داستان مربوط به کارگاههای شعر و داستان است و چون نمی تواند به عنوان طرح ادبی تنها ادامه یابد در ذهن بچه ها نمی ماند و به نتیجه ای منجر نمی شود و فقط ممکن است موجب سرگرمی و لذتی کوتاه مدت شود اما اگر کودک و نوجوان راه خوب نوشتن را بیاموزد و موفق به تولید نوشته ای ارزشمند شود از این کار لذتی عمیق می برد و به یک تصمیم می رسد ،اینکه باز هم بنویسد و کم کم نوشتن در او به یک عطش و نیاز تبدیل می شود.

رسالت ما این است که بچه ها را برای آینده آماده کنیم به گونه ای که بتوانند روی پای خودشان بایستند و پس از طی دوره ای از کلاس ادبی حتی اگر مربی در کنارشان نبود بتوانند به سوژه هایی ناب برای نوشتن برسند و فقط به ما متکی نباشند.نوشته های خالص بچه ها بسیار خواندنی اند و باور توانستن آنها را به خلق آثاری زیبا تشویق می کند.

به پرورش نگاه نیز بپردازید و با عنایت به فضاهای بکر و زیبای طبیعت رابر مشاهده  نویسی را اجرا کنید و سعی کنید در این راستا طرح و ایده هایی ناب و تازه داشته باشید.اعضایتان را به مطالعه متنهای زیبا ترغیب کنید تا این عادت خوب در آنها نهادینه شود و چه بهتر که شما بخشی از مطالعه خود را در حضور آنها انجام دهید تا از شما الگو بگیرند.

کتاب کار گام به گام تا نوشتن خلاق را باز هم مرور کنید.هدف از این توصیه هماهنگ بون کار و حفظ اصول کلی است و گر نه اصل و مبنای کار ما بر خلاقیت است .

                                           به امید روزهایی بهتردر کار ادبی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 9:1  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی /مرکز شهربابک/استان کرمان

به نام نور آسمانها و زمین

آن پنج تا گنجشک

روی درخت بید

روز خوشی دارند

زیر گل خورشید

*

هر شاخه یک جور از

اسباب بازیهاست

یک سرسره اینجا

یک تاب هم آنجاست

*

هم شعر می خوانند

با جیک و جیک و جیک

هم قصه می گویند

از دور و از نزدیک

*

صبحانه ی آنها

گیلاس سرخ و نرم

خورشید هم کرده

بر شاخه ،آن را گرم...

خانم سکینه عباس زاده مربی محترم فرهنگی و ادبی مرکز شهربابک سلام

یک دفتر گزارش از مرکز شما به دستم رسیده است که در بر گیرنده شرح کلاس دختران و پسران با هم است.جهت یاد آوری عرض می کنم که گزارش کار هر گروه باید به تفکیک نوشته و ارسال شود تا بتوانیم توالی و ارتباط طرحهای اجرا شده برای هر گروه را مورد ارزیابی قرار دهیم .ضمن انکه بازخورد اجرای یک طرح مشترک در گروه دختران و پسران متفاوت است و بهتر است در حین ثبت شیوه اجرا به تاثیر موضوع بر اعضا و حس و نظرشان اشاره شود.البته طرحهای اجرا شده خوب و قابل تحسین هستند اما یک در میان نمونه اثر عضو دختر و یا پسر ضمیمه شده است و قابل ارزیابی نیست.

بهترین و آسان ترین کار این است که شما در آغاز یک فصل برای هر گروه از بچه ها و هر کلاس یک دفتر جداگانه یک فصل یک کلاس کپی بگیرید و در هر جلسه از هر گروه آن را با خود به کلاس ببرید و در حین آنکه بچه ها می نویسند و یا مشغول فکر کردن هستند در زمانی به اندازه پنج دقیقه شرح کار آن روز را بنویسید تا هم موفق به ثبت جزئیات و حس آن لحظه ها شوید وهم در پایان فصل حجم زیادی از گزارشهای نانوشته وقت شما را نگیرد.

از بچه ها خواسته اید که این جمله را ادامه دهند که :من خواب دیدم...ودر ادامه توضیح داده اید مرا سوار بر بال های رنگین خیالشان به دنیای کودکی ها روانه کردند.می دانید که دنیای خواب و خیال با هم متفاوت است .اگر قرا باشد از خوابهایشان بگویند گه دیگر نیازی به خیال پردازی نیست و عین خوابی را که دیده اند تعریف می کنند ،به شرط آنکه خواب خاصی دیده باشند و مایل به تعریف آن باشند ،اما اگر بحث خیال به میان آید وارد فضا و مقوله ی دیگری می شویم.

یکی از سر فصلهای مورد توجه در سال جاری ،پرورش نگاه و مشاهده نویسی است .شما در یکی از دیدارها از بچه ها خواسته اید که مشاهدات خود از فضاهای گوناگون را بنویسند اما اشاره ای نشده که آیا در همان روز برای دیدن جایی رفته اند و یا به حافظه و خاطرات مراجعه کرده اند و بر اساس ان نوشته اند.هدف مشاهده نویسی ثبت لحظه ای پدیده هاست تا به توصیف واقعیت ها بپردازتد نه آنکه تنها از ذهن و خیال برای توصیف مکانی که در گذشته دیده اند استفاده کنند.البته نمونه نوشته ای که از عضو ضمیمه کرده اید زیبا و خواندنی است :

به نام خداوند سبزه ها

هر کجا که می نگری همه جا سبز است .نسیم خنک بوی مطبوع گلها را با خودش به این سو می آورد .گربه ای زیر سایه درخت بید نشسته است .رنگ قهوه ای ، آن را در میان بوته ها پنهان می کند.قطره درخشان و زلال آب بر گونه ام می چکد .در میان شمشادهایی که با دستان پینه بسته باغبان همچون اتاقی شده اند می نشینم از گوشه ای سروی بلند را می بینم با شکوه و بلند قامت که در کنارش بیدی مجنون زیر بار عشق سر خم کرده است .ناگهان صدای پرستوها در ردیف های منظم در آسمان می رقصند و در میان ابرهای سپید در افق های بیکران آسمان گم می شوند.درخشش آبی که برکه ی کوچک کنار پایم جمع شده چشمهایم را اذیت می کند .به آن سوی درختان می نگرم ،درختان سپید سپیدار سر به آسمان گذاشته اند و برگهایشان دست در دست باد می رقصند و آوایی مستانه سر می دهند .گاه سبز و گاه نقره ای در هوا می درخشند.بر روی سنگی بزرگ می ایستم و می خواهم بالا بروم که ناگهان پایم می لغزد ،خودم را به ریشه های در هم تنیده ی درختی کهنسال می چسبانم و هر طور که شده خودم را بالا می کشم و به لانه ای که از شاخه های خشک و علف ها درست شده می رسانم.در آن جوجه هایی قهوه ای رنگ منتظر و چشم به راه مادرشان با دهانی باز و دلی بی تاب جیک جیک می کنندو به راستی چه سخت است انتظار...

                                                       محمدصادق کربلایی زاده-دوم راهنمایی

این متن را محمد در پی مشاهده و بلافاصله نوشته؟چه میزان مطالعه در اینگونه نوشتن نقش داشته؟یا آنکه با مراجعه به مشاهدات قبلی و تا چه اندازه از توصیف و تخیل بهره برده است؟

در یکی دیگر از جلسات مصراع ناقصی به اعضا داده شده تا آن را کامل کنند .آیا این اعضا آمادگی سرودن شعر را دارند؟ روش ما این است که پس از طی دوره ی پیوسته کلاسهای ادبی حضوری بچه ها به کارگاه شعر یا داستان وارد شوند .البته اگر زمینه و توان سرودن در همه باشد و از نوشتن واهمه پیدا نکنند می توان گاهی برای تفنن خواست تا شعری هم بنویسند ولی این اشاره را داشته باشیم که اگر کسی نتوانست شعر بگوید هر چه خواست بنویسند .

امید که در همه ی لحظه ها توفیق رفیق شما باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 9:38  توسط فاطمه جعفرزاده  | 

تابستان و کلاس ادبی /مرکز سرچشمه/استان کرمان

به نام آنکه جهان را برای ما غرق ریبایی ساخت

تصور سبز

بوی خواب درختهای چنار

در نفسهای باغ جریان داشت

یک نفر باغ را صدا می زد

با صدایی که بوی باران داشت

            در مسیر صدای نمناکش

            شاخه های چنار رقصیدند

            خواب از چشم ریشه ها پر زد

            ریشه ها توی خاک خندیدند

                       باغ در زیر ریزش باران

                       پلکها را دوباره هم می زد

                       یک نفر مثل یک تصور سبز

                       داشت در ذهن او قدم می زد

                                                                       افسانه شعبان نژاد

خانم نوشین مرادی مربی محترم ادبی مرکز سرچشمه سلام

دست مریزاد به دلیل کلاسهای موفق این تابستان و اعضایی که ثابت بوده اند و می توانیم رشد آنها را در طی این دوره ببینیم.اگر این روند در تمام سال ادامه داشته باشد با وجود مربی خلاق و توانایی مثل شما همیشه سرچشمه در مسابقات که میدان محک زدن و رقابت است خواهد درخشید.موضوعات نسبت به گذشته منسجم تر شده اند و همین ارتباط موجب ترغیب بیشتر بچه ها به نوشتن و حضور در کلاس می شود. کافی است بچه ها در یابند شما برای کلاستان برنامه دارید و به سوی نقطه روشن و مشخصی در حرکت هستید ،آنها حتما شما را همراهی می کنند.

در تعیین هدف طرحها دقت بیشتری لازم است .گاهی ممکن است ما طرحی را با هدفی خاص انتخاب می کنیم اما در عمل شرایط به گونه ای می شود که به همان هدف تعیین شده نمی رسیم و یا به دلیلی روش و حتی هدف را تغییر می دهیم ولی در صدر گزارش همان هدف تعیین شده اولیه را می نویسیم .نمونه آن طرح پرورش تخیل است که منجر به طنز نویسی شده و جوهره تخیل در آن کم رنک است.هرچند که در جلسه بعد که هدف ذکر نشده ،الناز قلمداد داستان طنزی نوشته که در آن از تخیل هم استفاده کرده است.گاهی برای یاد آوری مراجعه به کتابهایی مثل گام به گام تا نوشتن خلاق می تواند مفید باشد.

امیدوارم با همت و تلاش شما بچه هایی که در این دوره همراهتان بوده اند در فصل های بعدی هم با شما باشند تا هر روز شاهد رشد نهال ذوق آنها باشیم.

طرحهای پرورش نگاه و مشاهده نویسی را بیشتر مورد توجه قرار دهید.

                                                   چشم به راه کارهای زیبای شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 11:58  توسط فاطمه جعفرزاده  |